خاکستری آمریکا ایرانی ممنوعیت آمریکایی

خاکستری: آمریکا ایرانی ممنوعیت آمریکایی ایرانیان اتباع ایران دونالد ترامپ سفر به آمریکا

گت بلاگز اخبار اجتماعی آواره‌های خیابان چهارم

گزارشی از زندگی ساکنان کوی مجاهدین اهواز درپی سقوط تخته سنگ ١٢٠ تنی روی تعدادی از ساختمان های محله

آواره‌های خیابان چهارم

آواره های خیابان چهارم

عبارات مهم : اهواز

گزارشی از زندگی ساکنان کوی مجاهدین اهواز درپی سقوط تخته سنگ ١٢٠ تنی روی تعدادی از ساختمان های محله

آواره‌های خیابان چهارم

پنج روز از اتفاق مرگبار خیابان شماره ٤ اهواز می گذرد. اتفاق ای که در آن تخته سنگی ١٢٠تنی روی سر اعضای دو خانواده فرود آمد. منزل ها تخریب شد و دو خانواده زیر آوار ماندند. تنها قربانیان این اتفاق دو کودک ٤ و ٥ساله بودند که هنگام خواب در اتاقشان، زیر آوار جان دادند. حالا دو خانواده، سرگردان و بی سرپناه، در ماتم کودک از دست رفته ارزش اشک می ریزند. فقط دلتنگی، سوگ از دست دادن فرزند و سرگردانی است که جهت این دو خانواده مانده هست. اتفاق ای که در خیابان شماره ٤ تکراری است و پیش از این نیز کوه یک منزل دیگر را هم تخریب کرده بود. حالا دو خانواده عزادار، درحالی که هنوز شوکه اند، روزهای خود را سپری می کنند تا مسئولان فکری به حال آنها و بقیه همسایگانشان کنند.

ساعت ٧ صبح روز ٣٠مهرماه امسال بود که این اتفاق رخ داد. در آن ساعت ناگهان صدای مهیبی سکوت خیابان شماره ٤ بختیاری در کوی مجاهدین مرکز اهواز را شکست. دو منزل تخریب شد و آواری روی سر اعضای این دو خانواده فرو ریخت. تخته سنگی بزرگ از روی کوه به پایین حرکت کرده و روی منزل ها فرود آمده بود. خیلی سریع ماجرای سقوط تخته سنگ به تیم های امدادی مخابره شد.

گزارشی از زندگی ساکنان کوی مجاهدین اهواز درپی سقوط تخته سنگ ١٢٠ تنی روی تعدادی از ساختمان های محله

تیم های هلال احمر، آتش نشانی و امدادگران اورژانس در محل حاضر شدند و در بررسی های ابتدایی مشخص شد که ٦نفر از اهالی این دو منزل زیر آوار گرفتار شده است اند. تیم های نجات در گام نخست عملیات جست وجو را جهت پیداکردن اهالی دو خانواده شروع کردند و در همان لحظات ابتدایی موفق شدند یک دختر ٤ساله و مادرش را از زیر آوار بیرون بکشند. تیم های امدادی این مادر و دختر را به بیمارستان انتقال یافته کردند، ولی در میان راه مشخص شد که دختربچه به نام شقایق تسلیم فوت شده است هست. در ادامه تیم جست وجو موفق شد مرد ٣٢ساله ای به نام عباس کاظمی را که زیر آوار مصدوم شده است بود، نجات دهد. این مرد نیز به بیمارستان انتقال یافته شد و دقایقی بعد امدادگران جسد یک پسربچه ٥ ساله ای را پیدا کردند.

یک زن و پسربچه ٩ ساله هم که زیر آوار گرفتار شده است بودند، نجات پیدا کردند و به بیمارستان انتقال یافته شدند. ٤ مصدوم از یک خانواده که زیر آوار گرفتار شده است بودند، از سوی امدادگران اورژانس به بیمارستان انتقال یافته شدند که ٣نفر از آنها در بیمارستان گلستان و یک نفر در بیمارستان امام خمینی(ره) تحت درمان قرار گرفتند. زهره حیدری ۲۵ساله، عباس کاظمی ۳۲ساله، مرضیه کاظمی ۵ساله و مهرشاد منصوریانی ۹ساله مصدومان این اتفاق هستند و شادمهر منصوریانی ٥ساله و شقایق کاظمی ۴ساله در این اتفاق به کام فوت فرو رفتند. بعد از این اتفاق بازپرس شعبه یک دادسرای اهواز اعلام کرد که بعد از انجام تحقیقات قضائی با مقصران اتفاق برخورد قاطع و قانونی صورت می گیرد.

این درحالی است که ارسلان جعفری شهنی، شهردار منطقه ٧ اهواز زمانی که در جریان این اتفاق مرگبار قرار گرفت، جهت بررسی عنوان در محل حاضر شد که در این صحنه درگیری هایی رخ داد. ماموران پلیس نیز با حضور در محل آرامش را به منطقه بازگرداندند. اهالی این منطقه در اعتراض به شهرداری اهواز، خواستار جابه جایی منزل های ساخته شده است در حاشیه کوه شدند. به گفته آنها، کسی تا الان به این خواسته ارزش پیگیری نکرده و حالا جان دو کودک به علت سهل انگاری مسئولان گرفته شده است است.

آواره‌های خیابان چهارم

نگرانی ساکنان محله

این تنها اتفاق در این خیابان نیست. چند سال پیش هم سنگ دیگری روی یک منزل ریزش کرد و منزل ای خراب شد. خیابان شماره ٤بختیاری در کوی مجاهدین مرکز اهواز حالا ساکنانی دارد که بعد از این اتفاق زیاد از گذشته دلواپس هستند. با وحشت و اضطراب در منزل هایشان زندگی می کنند، چراکه ممکن است باز هم آواری روی سرشان خراب شود. آنها این روزها در منزل هایشان احساس امنیت نمی کنند و نمی توانند با آرامش زندگی کنند.

گزارشی از زندگی ساکنان کوی مجاهدین اهواز درپی سقوط تخته سنگ ١٢٠ تنی روی تعدادی از ساختمان های محله

این درحالی است که محمدجعفر فلسفی، استاندار خوزستان بعد از وقوع این اتفاق جلسه ستاد بحرانی را تشکیل داد و در این جلسه گفت: «اگر دولت امکان همکاری در ساماندهی منزل های حاشیه کوه را ندارد، اعلام کند تا از خیران و عموم مردم کمک گرفته شود. چراکه فقر امکان جابه جایی را از مردم گرفته هست. درواقع می توان به صورت بلاعوض مبالغی را در اختیار این خانوارها جهت رهن منزلی در منطقه ای دیگر از اهواز قرار داد.» همچنین فرامند هاشمی‎زاده، معاون عمرانی استاندار خوزستان در این جلسه گفت: «این اتفاق به امروز تعلق ندارد و در گذشته نیز تکرار شده است هست، از این رو باید راهی جهت جلوگیری از تکرار این حوادث یافت. در گذشته بعضی از خانوارها جابه جا شدند، ولی افرادی مجدد از این بیغوله ها استفاده کردند، از این رو باید شرکت عمران منطقه را با اولویت ٨٤ خانوار به تدریج جابه جا کند.»

حاجی ور یکی از ساکنان منزل ای در خیابان ٤بختیاری کوی مجاهدین هست. او لحظه اتفاق در منزل اش بود و به این دو خانواده کمک کرد. او دراین باره به «شهروند» می گوید: «سال ٨١ بود که مشابه این اتفاق اتفاق افتاد. یک عروس و داماد رفتند زیر آوار و مصدوم شدند. منزل ارزش هم تخریب شد. بعد از آن اتفاق بود که مسئولان پیگیر ماجرا شدند. آنها متوجه شدند که منزل ها در این خیابان چقدر ناایمن هست. جهت همین به چند نفر منزل دادند، ولی بعد از آن بقیه ماندند و دیگر کسی پیگیر ماجرا نشد. جهت همین بقیه منزل ها بلاتکلیف ماند. باور کنید این جا، جای زندگی نیست. همه منزل ها زیر کوه است.

آواره‌های خیابان چهارم

همین تخته سنگی که روی دو منزل آوار شد، ١٢٠ تن بود. گویا زیرش خالی بوده و کم کم با آب ریزش پیدا کرده بود. در این خیابان ٨٤ خانوار زندگی می کنند، خیابان ٤ بختیاری کوی مجاهدین مرکز اهواز.

لحظه ای که این اتفاق رخ داد، من از صدایش متوجه شدم. صدای خیلی وحشتناکی بود. همه منزل ها لرزید. بلافاصله بیرون رفتم و هنگامی که منزل همسایه را دیدم که تخریب شده، شوکه شدم. همان لحظه دیدم که خانواده منصوریانی جلوی در هستند. مادر و دو پسرش به منزل نگاه می کردند و شوکه بودند. مادر می خواست پسرش را به مدرسه بفرستد. دو تیرچه به حالت عمود بود که روی منزل ها مانده بود. ما بومی ها بودیم که مصدومان و قربانیان را از زیر آوار نجات دادیم. من خودم صاحبخانه هستم. بارها پیگیر این عنوان بودم. حتی در جلسه استانداری هم شرکت کردم. فرماندار هم که بشدت پیگیر این عنوان شد.

به ما قول دادند خیابان را درست و تا یک هفته آینده ٨٤ خانوار را جابه جا کنند. ولی قرار است به آنها در شیرین شهر و شهرک رامین منزل بدهند. همین عنوان ممکن است خیلی ها را از زندگی بیندازد. چون این دو محله خیلی دور است و پرسشها زیادی دارد. حتی خیلی ها بدون کار می شوند. به نظر من بهتر است به همه پول پیش بدهند تا بتوانند یک جای نزدیک تر منزل ای رهن کنند که زندگیشان سخت نشود. ما امیدواریم که به وضع سخت ما پیگیری شود. چراکه الان زیاد از قبل نگرانیم و هر لحظه را که در منزل هایمان هستیم با وحشت سپری می کنیم. با هر صدایی از جا می پریم و می ترسیم آوار روی سرمان خراب شود.»

مثل یک کابوس وحشتناک

شادمهر ٥ساله تنها قربانی در میان اعضای خانواده منصوریانی هست. هنگام وقوع اتفاق در اتاقش خواب بود که زیر آوار ماند. مادر و دو برادرش درحال رفتن به بیرون از منزل بودند که توانستند خودشان را نجات دهند. پدر شادمهر درحالی که با یادآوری آن لحظات اشک می ریزد، در گفت وگو با «شهروند» لحظات هولناک وقوع اتفاق را با جزییات تشریح می کند.

لحظه وقوع اتفاق شما در منزل بودید؟

نه، من از منزل بیرون رفته بودم. می خواستم جهت خانواده ام صبحانه بخرم. همسرم از خواب بیدار شده است بود. داشت مهرشاد را که ٩ساله هست، آماده می کرد تا با هم به مدرسه بروند. چند دقیقه بعد از رفتنم با من تماس گرفتند. همسایه ها بودند. گفتند بیا که منزل ات خراب شد. خیلی شوکه شدم و به سرعت خودم را به منزل رساندم.

وقتی به منزل رسیدید با چه صحنه ای مواجه شدید؟

از منزل و زندگی ام فقط خاک باقی مانده بود. آن قدر شوکه بودم که نمی دانستم باید چه کار کنم. حتی نمی دانستم که اعضای خانواده ام سالم اند یا خیر؛ آن لحظه دنیا برایم سیاه شد. مثل یک کابوس وحشتناک بود. هنگامی که به خودم آمدم، دیدم همسرم به همراه دو پسرم روی زمین نشسته اند و هر سه ارزش شوکه شده است اند. ولی شادمهر را ندیدم.

شادمهر کجا بود؟

گویا درست هنگام وقوع اتفاق همسرم به همراه مهرشاد و پسر کوچکم جلوی در بودند. داشتند از منزل خارج می شدند که به مدرسه بروند. جهت همین آنها سالم ماندند. ولی شادمهر در منزل خواب بود. او زیر آوار ماند و جان باخت.

چند فرزند دارید؟

ما سه پسر داشتیم. شادمهر که ٥ساله بود، مهرشاد ٩ساله و آرشام که ٥٠روزش است.

بعد از اتفاق چه کار کردید؟

آنقدر شوکه بودیم که کاری از دستمان برنمی آمد. همسایه ها کمکمان کردند. جسد پسرم از زیر آوار بیرون آمد. همان لحظه مرگش را اعلام کردند. بعد از آن همسرم و پسرم که کمی صدمه دیده بودند به بیمارستان انتقال یافته شدند.

چند وقت بود که در آن منزل ساکن بودید؟

نزدیک به ٣ سال بود که آن جا زندگی می کردیم ولی قصد داشتیم نقل مکان کنیم.

چرا؟

چون شنیده بودم که منزل های آن خیابان ایمن نیست. همگی زیر کوه هستند و هر لحظه ممکن است کوه ریزش کند. گویا سال ٨١ هم یک بار کوه ریزش کرده و یک منزل تخریب شده است بود. جهت همین خیلی وقت بود که می خواستیم از آن منزل برویم.

چرا نرفتی؟

چون صاحبخانه پولم را نمی داد.

مستاجر بودی؟

بله، هنگامی که این منزل را اجاره کردم تازه متوجه ناایمن بودنش شدم. از بهمن ماه سال گذشته بود که به صاحبخانه ام گفتم پولم را بده، ولی گفت ندارم. از آن وقت به بعد چندین بار از او پولم را خواستم ولی اهمیتی نداد. خودش اهل چهارمحال وبختیاری بود و آن جا زندگی می کند. هر لحظه هم می گفت که پولی ندارد تا پول پیش مرا بعد بدهد.

این منزل را چقدر اجاره کرده بودی؟

٤ میلیون، ماهی ٢٠٠ هزار تومان اجاره.

در این مدت در رابطه با ناایمن بودن منزل هایتان با کسی صحبت نکرده بودید؟

اهالی منطقه گفته بودند که در این مدت چندین بار به مسئولان اعتراض کرده اند. حتی قول هایی هم به آنها داده شده است هست، ولی کسی به قولش عمل نکرده؛ چون قبلا هم این اتفاق رخ داده بود، مردم زیاد از هر لحظه دلواپس بودند، ولی کسی به این مسأله توجه خاص نکرده هست. فقط در این میان ما دو خانواده عزادار شدیم و کودکانمان را بی علت از دست دادیم.

در حال حاضر کجا زندگی می کنید؟

خانه ای نداریم. هیچ سرپناهی نداریم. در منزل دوست و آشنا شب را می گذرانیم. نمی دانیم از این به بعد باید چه کار کنیم.

مسئولان چه می گویند؟

شهردار، استاندار و فرماندار قول هایی داده اند. گفته اند که به ما سرپناهی می دهند، ولی فعلا به این چیزها فکر نمی کنیم. تمام زندگیمان از دست رفت و از همه مهمتر پسرم بود که دیگر در میان ما نیست. حاضر بودم همه چیزم را بدهم ولی پسرم زنده باشد. دیگر منزل جهت ما چه فایده ای دارد. من پسرم را می خواهم. زندگی ام را می خواهم، ولی دیگر کسی نمی تواند آن را به ما بعد بدهد.

شغلت چیست؟

در شهرداری منطقه ٨ اهواز کار می کنم. درآمدم پایین است و وضع مالی خوبی هم ندارم.

سرگردان و ماتم زده

شقایق کاظمی هم تنها ٤ سال داشت. دخترکی که بعد از سقوط سنگ ١٢٠تنی، زیر آوار جا ماند و خانواده اش را عزادار کرد. او هم مانند پسر همسایه قربانی یک اتفاق ناگهانی آن هم در منزل اش شد. خانواده شقایق هم سرگردان و بی سرپناه مانده اند و روزهای مشکل را سپری می کنند. پدر شقایق که هنوز هم شوکه هست، در گفت وگو با «شهروند» از این روزهای سخت می گوید:

از لحظه وقوع اتفاق بگویید.

آن روز ساعت ٦ صبح بود که جهت انجام کاری از منزل خارج شدم. تقریبا ساعت ٧ بود که برگشتم. همسرم و فرزند ها داخل منزل خواب بودند. من هم می خواستم دوباره بخوابم که ناگهان همه چیز روی سرمان آوار شد.

خودتان هم زیر آوار ماندید؟

بله، من دو ساعت زیر آوار بودم. به هوش بودم و مرتب فریاد می زدم که کمکم کنید. لحظات مشکل بود. در آن دقایق زیاد دلواپس همسر و فرزندانم بودم. نمی دانستم چه بلایی سر آنها آمده. هیچ صدایی هم از آنها نمی شنیدم. فقط فریاد می زدم و کمک می خواستم.

چطور نجات پیدا کردید؟

بعد از دو ساعت همسایه ها را دیدم که آوار را از رویم برداشتند و نجاتم دادند. بعد از آن از سوی امدادگران به بیمارستان انتقال یافته شدم.

چقدر صدمه دیدید؟

صدمه زیادی نبود. زیاد از صدمه بدنی، از لحاظ معنوی به هم ریخته بودم. شوکه بودم. حتی نمی دانستم سر خانواده ام چه بلایی آمده است.

خانواده ات هم زخمی شدند؟

همسر و دخترم زخمی شدند، ولی شقایق یکی دیگر از دخترهایم جان باخت.

فقط همین دو دختر را داشتید؟

بله، شقایق ٤ ساله بود. مرضیه هم ٥ ساله است.

مرضیه در چه حالی است؟

او هنوز در بیمارستان خوابیدن هست. سرش خونریزی کرده و زخمی شده است است.

می داند که خواهرش فوت کرده است؟

هنوز خبر ندارد. همسرم هم تازه متوجه شده؛ چون حالشان خوب نبود به آنها نگفته بودیم. مرضیه به خواهرش خیلی وابسته بود. نمی دانیم چطور به او خبر دهیم.

چند وقت بود که در آن منزل ساکن بودید؟

سه سال بود که آن جا زندگی می کردم.

مستاجر بودید؟

خانه جهت دامادمان بود. دو میلیون تومان پول پیش داده بودم و آن جا زندگی می کردیم.

با وجود این که می دانستید آن جا زیر کوه هست، آیا جابه جا نشدید؟

پول نداشتم. توانایی مالی این که بخواهم از آن منزل نقل مکان کنم را نداشتم.

بعد از اتفاق چه اتفاقی برایتان رخ داد؟

زندگی نداریم. همه چیز را از دست داده ایم. دخترم فقط ٤ سال داشت. بی علت کشته شد. خودمان هم که هیچ چیز نداریم. حتی لباس های تنمان را هم همسایه ها به ما دادند. پول بیمارستان را هم همسایه ها پرداخت کردند. همه زندگیمان در آن منزل بود که به یک باره از دست رفت. دیگر چیزی جهت از دست دادن نداریم.

از مسئولان چه تقاضایی دارید؟

من زندگی ام را می خواهم. من، همسر و دخترم حتی جای خواب هم نداریم. در منزل فامیل ها و بستگانمان می مانیم. ما از شهرداری شکایت داریم. قبلا هم به آنها هشدار داده بودیم که در معرض خطر هستیم، ولی کسی پیگیری نکرده بود.

شغلت چیست؟

کارگر آزاد ساختمانی هستم. اگر کاری باشد سر ساختمان می روم و دستمزد می گیرم.

اخبار اجتماعی – شهروند

واژه های کلیدی: اهواز | زندگی | خیابان | خانواده | خانواده | پسر همسایه | بیمارستان | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs